الملا فتح الله الكاشاني
294
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
نگاه كرد و گفت من ميدانم كه در همهء روى زمين از تو جايى فاضلتر نيست و از تو محبوبتر نزد خداى هيچ جاى ديگر نيست و من ترا دوست ميدارم و ليكن كافران نميگذارند كه در اينجا مقام كنم بعضى ازواج رسول صلَّى اللَّه عليه و آله گفتند اگر نه هجرت ضرورة بودى ما از اين بقعهء مباركه مفارقت نميكرديم چه هيچ جاى به آسمان از اين موضع نزديكتر نيست و در هيچ جا ماهتاب چنان روشن ننمايد كه در مكه و دلها به هيچ مكانى چنان خوشحال و خرم نشود كه اينجا و امنية آن موضع مبارك بر وجهى است كه اگر شير با گاو يوز با آهو و سگ با خرگوش در يك جا باشند و هيچ كدام بيكدگر گزند نتوانند رسانيد و همه از يكديگر ايمن باشند ما دام كه در حرم باشند و كبوتران و مرغان بر سر دوش مردمان نشينند و كس را زهرهء آن نباشد كه ايشان را تعرض رساند عبد اللَّه الغزيرانى روايت كرده كه جمعى بذى طوى فرود آمدند وحوش و طيور آنجا با ايشان انس گرفتند يكى پاى آهويى بگرفت گفتند دست از اين بدار وى ساعتى نگه داشت آهو بول كرد آن مرد چون قيلوله كرد مارى بيامد و بر سينه او خوابيد چون از خواب درآمد گفتند بنگر بدان بىحرمتى كه بوحش حرم محترم كردى تو را چه پيش آمد و هر چند كه خواستند كه آن مار را دور كنند ميسر نشد تا كه آن مرد از ترس آن حدث كرد بعد از آن از سينهء آن برخواست و برفت و امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه با پدر خود على بن الحسين عليه السّلام طواف ميكردم مردى در آمد و با پدرم گفت مسئله ميخواهم از تو معلوم كنم پدرم جواب نداد تا از طواف فارق شد و بمقام ابراهيم عليه السّلام آمد و نماز گذارد چون بحجر آمد و بنشست گفت آن سائل چه كس بود مرد بر پاى خواست و گفت منم يا بن رسول اللَّه فرمود سؤال چه بود گفت خبر ده مرا از ابتداى طواف اينخانه و ابتداى بناى آن و كيفيت آن و سبب آن پدرم گفت تو از كجايى گفت از شام فرمود از كدام شهرى گفت از ابيت المقدس فرمود تورية و انجيل دانى گفت دانم فرمود بدانكه ابتداى طواف آن وقتى بود كه حقتعالى ملائكه را گفت إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً ايشان گفتند أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ حق سبحانه در جواب فرمود إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ ايشان گفتند مبادا كه بر حقتعالى اعتراض كرده باشيم و بر ما خشم گيرد پس بتضرع تمام بگرد عرش ميگرديدند و اظهار ندامة از اين قول مذكور مينمودند حق تعالى به نظر رحمت در ايشان نگريست و بعد از آن در زير عرش خانهء بنا كرد بر چهار ستون از زبرجد سبز و غاشيهء آن را از ياقوت سرخ ساخت و آن را بيت الصراخ نام نهاد و فرشتگان را امر كرد كه طواف عرش را بگذاريد و بطواف اين خانه مشغول شويد و آن خانه را بيت المعمور ميگويند و اينكه در قرآن واقع شد كه وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ مراد اين خانه است و هر روز هفتاد هزار فرشته در آن ميروند و زيارت ميكنند تا روز قيامة و به آخر آن نميرسند و بعد از آن فرشتگان را به زمين فرستاد و فرمود كه در برابر اينخانه در زمين خانهء بنا كنيد به اين طول و عرض و ارتفاع و هم چنان كه شما اينخانه را طواف ميكنيد اهل زمين طواف آن خانه كنند آن مرد